سير تحول تكنولوژي آموزشي در عرصه نظر و عمل
دكتر ھاشم
فردانشچكيده
در يك قرن اخير بر اساس تحولات به وقوع پيوسته در
ديدگاھھاي معرفتشناسي، رويكردھاي روانشناسي يادگيري و
ساير علوم وابسته و مربوط به ارتباطات، سيستمھا و تعليم و
تربيت، تعريف تكنولوژي آموزشي، دستخوش تحولات بنيادين
به ،
« كاربرد وسايل و ابزار در آموزش » شده است. اين تعريف ازو سرانجام
« طراحي، توليد، اجرا و ارزشيابي نظامھاي آموزشي »نظريه و عمل طراحي، تھيه
(توليد)، استفاده (كاربرد)، » بهتغيير يافته است
. .« مديريت و ارزشيابي فرآيندھا و منابع يادگيريبررسي تاريخچة اين رشته از علوم كاربردي در غرب كه زادگاه آن
است، نشان از تعامل صاحبنظران اين علم با شرايط و اقتضائات
محيطي و نيازھا و جھتگيريھاي نظامھاي تربيتي آنان دارد، در
حالي كه موقعيت اين رشته در كشور ما ايران به منزله يك رشتة
علمي كاملأ وارداتي، ھمانند بسياري از رشت هھاي ديگر
دانشگاھي متفاوت است
. به ھمين سبب براي بررسي تاريخاين رشته در ايران ميبايد در زواياي رخدادھا و وقايع مرتبط با
تعليم و تربيت در پي نشانهھاي مربوط به جنبهاي يا جوانبي از
مباحث، كاربردھا و محتواھاي مرتبط با اين رشته جستجو كرد تا
اثري از آن يافت
. در اين نوشته بنا بر اھميت و تأثير گذاري رويدادبسيار مھم تأسيسدارالفنون بررسي خود را از اين نقطة عطف
تاريخي شروع ميكنيم و با پيگيري رويدادھاي آموزشي و
فرھنگي كشورمان به خصوص از اول قرن چھاردھم ھجري
شمسي
(مطابق با اوائل قرن بيستم ميلادي)، سير تحولشناخت، موقعيت و كاربرد رشته تكنولوژي آموزشي را دنبال مي
٨٧
/١٠/ ٨٧ تصويب نهايي: ٧ /٨/ دريافت مقاله: ٥fardan_h@modares.ac.ir
دانشيار گروه تعليم و تربيت دانشگاه تربيت مدرس .

مدیریت وبلاگ:سمیرا حسینی